حیدر جبهه ها

شاید دیر باشه ولی...
شایعه شده بود منافقن. رفتن پیش امام.
امام پرسید : احمد! تو منافقی؟؟
حاج احمد گفت : نه.
امام گفت: پس برو به کارت برس.
به همین سادگی.

سالم برگرد...

شاید دیر باشه ولی...
شایعه شده بود منافقن. رفتن پیش امام.
امام پرسید : احمد! تو منافقی؟؟
حاج احمد گفت : نه.
امام گفت: پس برو به کارت برس.
به همین سادگی.

سالم برگرد...
هرکس خودشو واسه جاودانگی ویا ارضای یکسری از تمایلات درونی به یک چیزی متصل میکنه
حالا اون چیز میتونه شهر,زمان ویا یک نسل خاص باشه
12خرداد امام رفت
14خرداد امام دفن شد
عمر من یکی که به جنگ (البته بصورت کامل) که قد نمیده ولی...
ولی اینو میدونم که من متعلق به آخرین نسلیم که امامو یادش میاد
احساس وظیفه بوسیدن صفحه فلوروسنت حساس به رطوبت تلوزیون فقط به جرم نشون دادن عکس امام
زندگیشو , عشقشو( ویا حداقل عشق بزرگترامونوبه امام ) و تشیع بدنشو
یاد آوریش کار سختی نیست
فقط یه ذره مرام معرفت باهاس خرجش بکنی
A+B+C+D+E=>
تهران-اصفهان-کوشک نصرت-بوشهر-شیراز-بوشهر یا عسلویه
A+B+C+D+E=>
من یک جهانگرد آواره ام
,,,,,,
اللهم ارحم من لا یرحمه العباد و لا یقبله البلاد
شایسه نیست وقتی استاد اسمشو میاره....
هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مىشناسانم. هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مىشناسانم.
اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين على عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلى الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه و آله را از ما قرار داد
اى مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزديكترين جايگاهمقام بارى تعالى رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.
من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مىرزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرندهاى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.
او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزهدار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نمازگزار بود . او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و ارادهاى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزهها در جنگ به هم در مىآميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مىساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه اين صحنهها حضور داشت.او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگيهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است .
من فرزند حسين شهيد كربلايم، من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم، من فرزند سدرة المنتهى و شجره طوبايم، من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند، و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند.
امام سجاد(ع)
حالا نوبت خودمه.
بازم تکرار میکنم :
هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مىشناسانم.
نه حالشو ندارم. برید از بقیه بپرسید.
ولی به قول جمیع دوستان من تو ۳ کلمه خلاصه شدم:
الاحقر-سید-مسعود-فاضلی
الاحقر رو چون خیلی متواضعانه بود به شمار نی وردم(neyvordam).
پس آنگاه قصه اینگونه به سر شد....